طراحی UI بهتر برای سایت در سال ۹۶

رقابت برای جذب مشتری تو جهان دیجیتالی با این رشد سریعش رقابت خشنیه. یکی از کارهای خوبی که میشه برای بیشتر کردن نرخ تبدیل کاربر به مشتری انجام داد اجرای طراحی تجربه کاربری عالیه. یه تجربه کاربری خوش ساخت و محکم باعث میشه کاربرها بیشتر روی سایت برندتون بگردند و لذت ببرند.

در سالی که گذشت، طراحی تجربه کاربری رشد قابل توجهی داشت و انتظار میره در سال ۹۶ بیشتر هم بشه. در همین بین یه سری گرایشات جالبی هم بوجود اومدند که میتونن نگاه ما رو به تجربه کاربری تغییر بدن. تو این پست بعضی از این گرایشات رو پوشش خواهیم داد و در مورد اینکه از چه نظر مهمند و چه فایده ای میتونن برای برندها داشته باشند صحبت میکنیم.

مینیمالیزم

معمولا “کم گوی و گزیده گوی” علاوه بر صحبت کردن تو چیزهای دیگه هم جواب میده، به خصوص وقتی پای طراحی تجربه کاربری در میون باشه. مینیمالیزم یکی از مفاهیم خلق طراحی های چشمگیر و ساده است. در طراحی تجربه کاربری، کاربرها میدونن چی میخوان و اگه ندونن، میخوان زود بفهمن چی میخوان. مینیمالیزم بیشتر یعنی سادگی در طراحی بصری، اما مردم به اشتباه فکر میکنند یکی از مفاهیم طراحی بصریه. تو کسب و کارهای مدرن، اینکه کاربر چطور روی سایت سفر میکنه اهمیت زیادی داره؛ خوش دست بودن سایت، زیباییش و طراحی تجربه کاربری مینیمالی باعث میشه سفر کاربر لذتبخش تر و کم استرس تر و به یادماندنی تر باشه.
اگه میخواهید طراحی تجربه کاربری وبسایتتون به صورت مینیمالی باشه باید از وقتی که کاربر وارد سایتتون میشه تا وقتی که اون حرکتی که مد نظر شماست رو انجام میده (مثلا خرید کنه یا باهاتون تماس بگیره یا عضو خبرنامه بشه یا…) مراحل کمی داشته باشه. فکر نکنید طراحی مینیمالیستی حوصله کاربر رو سر میبره، برعکس باید مشتری رو سرگرم کنه اما زیادی دورشو شلوغ نکنه که گیج بشه. مسیریابی سایتتون باید ساده باشه ولی در عین حال خسته کننده نباشه.
اگه میخواهید مشتریها روی سایتتون مراحل خاصی رو طی کنند، باید مسیر انجام اون مراحل را تا جایی که میشه شفاف کنید. اکثر کاربرها اگه بلافاصله مشخص نباشه مرحله بعدی چیه، از سایتتون میرن بیرون و دیگه به خودشون زحمت نمیدن روی سایتتون بگردن. پس وقتی دارید از طراحی مینیمالیستی استفاده میکنید، مراحلی که باید توسط کاربر طی بشن باید کاملا روشن باشن. شرکتهایی که مینیمالی ترین طراحی رو دارن و تجربه به یاد ماندنی و مفیدی برای کاربرهاشون خلق کردند، شرکتهایی اند که پاشونو از حدود سال ۹۶ هم فراتر گذاشتند.

انشعاب دادن به سفر مشتری

تو طراحی های مدرن، سفر مشتری مفهوم مهمیه و اهمیتش از این نظره که مشتری همیشه از اون مسیری که مد نظر شماست نمیره. یکی از گرایشاتی با توجه به این شرایط ظهور کرده، انشعاب دادن به سفر مشتری روی وبسایته.
سفر معمول مشتری به شدت به مدل سازی قابل پیش بینی شما وابسته است. اگه یه کاربری از مسیر الف بره، معلومه که به نتیجه ب میرسه. پس شما میخواهید کاربر رو هدایت کنید که حالا که مسیر الف رو انتخاب کرد بتونه براحتی راهشو به سمت ب پیدا کنه. تعداد کاربرهایی که نمیتونن به این هدف برسن نشون دهنده تعداد شکستهای شما هستند. طراح های تجربه کاربری به این مسیرهایی که مشتریها انتخاب میکنن و میرن میگن انشعاب های سفر مشتری.
پس بهتره به جای اینکه روی یک نتیجه و هدف متمرکز بشید، راههای جدیدی رو که مشتری ممکنه روی سایت شما در پیش بگیره پیدا کنید و تو این راهها دنبال موقعیت هایی بگردید که بتونید کاربر رو به مسیر مورد نظر خودتون هدایت کنید.
طی سالهای اخیر، مفهوم سادگی خیلی خوب به مملکت طراحی حکمرانی میکرد – تصور بر این بود که سادگی مساویه با کارایی بهتر و در نتیجه یه سفر راحتتر برای کاربر. اما این نظریه خیلی نتیجه محوره. امسال اکثر طراحان تجربه کاربری به سمت انشعاب دادن به مسیرها روی آوردند و از طراحی سفر مشتری که قبلا انجام میشد دوری میکنند.

خطی نبودن سفر مشتری

در نظر گرفتن همه مسیرهایی که ممکنه کاربر سایت طی کنه از خیلی جهات طراحی تجربه کاربری رو پیچیده میکنه اما در عین حال افقهای جدیدی رو به رومون باز میکنه. در ارتباط با سفر مشتری، اصلاحات بیشتری پیشنهاد شده. طراحان تجربه کاربری سعی کردند کاری کنند تا تجربه کاربری سایت برای تعداد بیشتری از کاربرها جذاب باشه و برای همین مسیرهای بیشتری در سفر کاربر قرار دادند. ممکنه دو تا کاربر روی وبسایت مشابه هم عمل نکنند و تو سفرشون از مسیرهای کاملا متفاوتی برن، اما هر دو تجربه خوبی از برند تو ذهنشون نقش ببنده.
نقشه برداری شکست هم یکی از ایده های جدیده؛ یعنی باید از محدوده هایی از سفر مشتری که مطابق خواست ما نبوده نقشه برداریم. طراحان تجربه کاربری جدیدا دارن مثالهایی از این دست رو جدی میگیرن. نقشه برداری شکست میتونه باعث تقویت نقشه برداری مسیر مشتری هم بشه. با این روش طراحان تجربه کاربری مدلی رو که قبلا ارائه داده بودند بازتر کردند و علاوه بر در نظر گرفتن مسیرهایی که کاربر ممکنه بره، مسیرهایی که ممکن نیست بره رو هم در نظر گرفتند.

داستان پردازی کاربر را جذب میکند

مشتریهای نسل جدید از نسل قبلی محتاط ترند و اکثرا قبل از خرید، خودشون یه تحقیق جامع و کامل از برندها میکنند. دیگه اون روزها که میشد با چرب زبونی جنسی رو فروخت گذشته، الآن برندها سعی میکنند در سطوح شخصی تری برای مشتری هدفشون جذابیت داشته باشند. از این دل این طرز فکر، داستان پردازی برند متولد شده. یعنی الآن دیگه برندها خودشونو به مشتریهاشون معرفی میکنند، چرا این کارو میکنند، ارزشهاشون چیا هستند و برای بهتر کردن جهان چه برنامه ای دارند. به عبارت دیگه داستان خودشونو برای مشتری میگن.
وقتی داستان برند به عمق جان مشتری میشینه، ارتباط به یاد ماندنی تری بوجود میاره و احتمال اینکه مشتریها از شرکتی که مثل یه آدم باهاشون ارتباط انسانی برقرار کرده خرید کنند بیشتره.

طراحی بافتی

طی سالهای اخیر کل تجربه کاربری در طراحی مادی– طراحی با سادگی و زیبایی های ابتدایی کاغذ- خلاصه میشد. اما کم کم طراحان برای برآورده کرده انتظارات کاربرها شروع کردند مسائلی مثل تا، سایه، صفحات برگردان و رنگهای برجسته رو که به احساسات انسانی مربوط میشد در تجربه کاربری بکار گرفتند.
برخلاف حرفهایی که در مورد طراحی مادی زده میشد، به نظر میومد این مدل تجربه کاربری فقط بخشی از یه طرح بزرگتره – طراحی بافتی. طراحی بافتی در واقع زیبایی های مختلف طراحی رو در تجربه کاربری تنیده بود، مثل نخ های مختلفی که بهم تنیده میشن و بافت پارچه رو بوجود میارن. هر نخ یا بافت یه سری ویژگی های خاصی داره که اونو از سایر اجزا متمایز میکنه و وقتی اینها کنار هم قرار میگیرن یه نوع جدید از تجربه ظهور میکنه.
نکته مهمی که طراحی بافتی برای تجربه کاربری داره پیدا کردن توازنیه که میتونه گزینه های مختلف و تنوعی از عناصر بصریه که در کنار هم در پیش روی کاربر قرار میگیرند و در عین حال کاربر رو سردرگم نمیکنند. یادتون هست که مینیمالیزم هنوز جایگاه خودشو حفظ کرده و این وسط طراحی بافتی یه مفهومه که میخواد تجربه کاربری مینیمالیستی رو با جذابیت زیبایی و مسیریابی حسی کاربر پیوند بده.

تجربه کاربری بر برگشت سرمایه اثر میگذارد

شرکتهایی که روی این گرایشات نوظهور تمرکز میکنند، بیشتر در اذهان باقی میمونند و تأثیرگذاری بیشتری خواهند داشت. تجربه کاربری روی برگشت سرمایه شرکتها میتونه اثر بذاره. یه اشتباه ساده تو تجربه کاربری میتونه به نرخ تبدیل مشتریتون لطمه بزنه و سود زیادی رو از دست بدید.
اگه امسال قصد دارید از مدهای جدید طراحی تجربه کاربری استفاده کنید، یکی از اثرگذارترینشون خطی نبودن مسیر مشتریه. وقتی میخواهید تجربه کاربری سایتتونو تحلیل کنید، حتما حواستون باشه که دیگه روی وبسایتتون دنبال مسیر مشتری از الف به ب نگردید و بجاش نگاه کنید ببینید چی توجه مشتری رو از مسیر مورد نظر شما پرت میکنه. خوانایی، راهنمایی، محل قرار گرفتن تبلیغات، ثبات سایت و ترافیک سایت همه میتونن روی تجربه کاربری سایتتون اثر منفی یا مثبت داشته باشند.
با اینکه رعایت بعضی از این مسائل مستلزم یکسری تغییراته اما وقتی احتمالات بیشتری رو در سفر مشتری در نظر بگیرید، فرصتهایی جدیدی رو که از چشمتون مخفی مونده بودند کشف خواهید کرد.
هر سال تجربه کاربری بیشتر رشد میکنه. یه تجربه کاربری خوب نباید به یک نتیجه منتهی بشه. پس فقط به نقطه پایان اهدافتون فکر نکنید. حالا که ابتدای سال هستیم فرصت خوبیه که یه نگاهی به معیارهای شرکتتون در سال ۹۵ بندازید و دوباره نقشه سفر مشتری رو روی برندتون بکشید.


همینک دیدگاه خود را برای ما بنویسید!